دوشنبه شب ، ۱۷ دی ماه ، بزرگداشتی برای استاد " نادر گلچین " آوازخوان مانای سالیانی نه چندان دور و یادمانی برای زنده یاد استاد " محمودی محمودی خوانساری " در فرهنگ سرای هنر برگزار شد.
این برنامه بهانه ای شد تا چند سطری هر چند به اجمال درباره او بنویسم تا لااقل به برکت نامی چون " نادر گلچین " این وبلاگ از خمودی چندماهه درآید . هر چند پیش از این برای محمودی که دیوانه وار دوستش می دارم ، سطوری قلمی کرده ام و این صفحات از نامش مزین شده است.
اولین باری که صدای گلچین را شنیدم ، خوب به یادم مانده است . آهنگی از به نظرم زنده یاد " عماد رام " با شعری از " معینی کرمانشاهی " و به خصوص این بیت زیبا که :
تو ای کبوتر حرم ، ترانه های صبحدم
بخوان که های و هوی تو بوی بهار می دهد
جریان بازمی گردد به سال های ۶۸ یا ۶۹ . اما تاثیری که این نغمه و آن صوت گذارد ، آن چنان بود که پس از این سالیان ، هیچ که هیچ ، از یاد نرفته و نخواهد رفت. نسیم نوازشگر صدای گلچین پس از آن بارها و بارها مکرر شد و احساس و فخامت و وقار و پاکی و آرامش را معلمی کرد.
از میان استادانی که در خدمتشان شاگردی کرده ام ، دو تن از آنان گلچین را بسیار می ستودند و می ستایند . زنده یاد " منوچهر همایونپور " بسیار دوستش داشت و " صدیق تعریف " نیز . که حال می دانم " نادر گلچین " نیز از همایونپور بسی تاثیر دارد و نسبت به آوای او علاقه ای بسیار.
در مراسم بزرگداشت " گلچین " هنرمندانی آمدند و سخن گفتند و نواختند و خواندند . که از آن میانه ، استاد و دوست هنرمندم " هادی منتظری " همچون همیشه روحنواز نواخت . زیبا و چه قدر زیبا .... جوان ترها هم زحمت کشیده بودند و بالاخره در مجلسی برای بزرگداشت یک پیر ، باید جوان ترها فعال تر باشند تا بشود نتیجه گرفت که بزرگان قوم را می شناسند و به آنان ارادت دارند.
اگرچه در چنین گفتاری از کردارهای تلخ کمتر باید گفت ، اما تاسف خوردم از این که خواننده ی جوان و پرکار روزگار ما بی هیچ توجهی به کسوت و سابقه و بدون حرمت گذاشتن به مسائلی که به خصوص در موسیقی ، از اجل شرایط است ، سر به زیر انداخت و آمد و در ردیف نخست ، به جای سخنران که در حال سخنرانی بود نشست و بسیاری از بزرگتر از خودها را پشت سر ( ! ) گذاشت و از جای هم تکان نخورد ..... چه می شود کرد ؟ خصوصی هم گفته ام و به خرجش نرفته است . شاید این ها را وسیله ی وجهه و احترام می داند .... خدای هدایت کند و بیش از این هیچ .... البته برخی سادگان نیز چنین چیزهایی را می پسندند !
یادی هم کنم از سرکار خانم " هنگامه اخوان " که از بادی امر و شاید پیش از همه در مجلس حاضر بود و دور از هیاهو و بس ساده ، مسلما برای " نادر گلچین " و نه دیگر مقاصد در مجلس حضور یافته بود .
برای سلامتی استاد " نادر گلچین " از صمیم قلب دعاگویم . چهره ی استاد بر اثر بیماری تکیده شده و موهای پرپشت او بر اثر عوارض درمان ریخته است . اما او همان گونه که گفت ، " نبریده " ، خدای بر این راه پایدارش دارد و او را سلامتی عنایت کند . مانند " گلچین " ، هم اوست که هماره بادا .
|
+| نوشته شده توسط
حسین علیشاپور در سه شنبه هجدهم دی 1386
|